جلال جلالى زاده

135

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

و گناه‌كار شدن فاعل آن معتقدند ؛ زيرا جهت فساد در نظر آنان اثرى براى مشروعيت اصل باقى نمىگذارد . بنابر اين نماز در لباس غصبى و نيز دادوستد در هنگام نماز جمعه باطل است . حرام مخيّر : آن است كه شارع از مكلف عدم انجام يكى از دو كار را خواسته باشد ، ولى عمل مشخصى را معين نكرده باشد ، مانند اين‌كه انسان از يكى از چيزها ولى نه به‌طور مشخص نهى شده باشد . مانند نهى از جمع‌كردن بين دو خواهر در عقد نكاح . حرام معين : آن است كه شارع از مكلف عدم انجام آن را خواسته است ، يعنى منهىعنه را به‌طور مشخص تعيين نموده است مانند ربا ، شرك و . . . حرج : مشقت . مشقتى است كه مكلف مىتواند با سختى و فشار جسمانى آن را تحمل كند ، بدون اين‌كه ضرر جانى و مالى داشته باشد كه به‌طور كلى در شرع برداشته شده است ( حج / 78 ) . حرج خاص : مشقتى است كه انسان مىتواند آن را از خود دور كند و يا از آن رهايى يابد ، مانند تغيير يافتن برخى از آب‌ها غير از آب دريا و رودخانه‌ها و مانند بيمارى . حرج عام : مشقتى است كه انسان قدرت دور شدن يا رها شدن از آن را ندارد ؛ چون خارج از قدرت و امكانات انسان است ، مانند تغيير آب به وسيله‌ى خاك و جلبك كه انسان امكان اجتناب از آن‌ها را كه با آب وضو آميخته‌اند ، ندارد ؛ يا ضررى كه به سبب خشك‌سالى يا جنگ متوجه انسان مىشود چون شخص امكان خلاصى از آن را ندارد و در توان او نيست و چنين حرجى به سبب عام بودنش به‌طور مطلق احكام عادى را ساقط مىكند ، مانند سفر . حرمت : حرمت يكى از اوصاف افعال اختيارى است و ترك حرام واجب است بر خلاف حرمت كفر و وجوب ايمان كه از كيفيات نفسانى هستند . عده‌اى گفته‌اند : حرمت و تحريم در ذات متحد و در اعتبار مختلف‌اند . حروف معانى : حرف ، همان‌گونه كه علماى لغت گفته‌اند : واژه‌اى است كه بر معنايى در غير خود دلالت كند ، و يكى از اقسام كلمه است كه در زبان عربى جمله از آن‌ها تركيب مىشود . در زبان عربى كلمه بر سه قسم است : اسم ، فعل و حرف .